آقای رییس جمهور گله کرده اند که چرا افراد کمسواد، اظهارنظر میکنند اما افراد باسواد به میدان نمیآیند و حرف نمیزنند. من میخواهم مثل همیشه به دور از موضع گیریهای جناحی و با یک نگاه فلسفی، اندکی در این باره بحث کنم.
آقای رییس جمهور! بدانید یا ندانید، در دنیای امروز این نهادها و شرایط اند که سخن میگویند. نه باسوادها یا کمسوادها! اگر در جامعه، نهادهای لازم، برای نظارت و نقد و اظهارنظر وجود داشته باشند، هر سخنی که گفته شود، از روی تخصص خواهد بود. اگرچه آن سخن را افراد کمسواد به زبان آورند. اما اگر این نهادها را د ر جامعه، جدّی نگیریم، درآن صورت، هر سخنی که گفته شود سخن کمسوادها خواهد بود. اگرچه از زبان کسانی باشد که مدرک تحصیلی بالا دارند و یا فارغ التحصیل دانشگاههای نامدار جهان باشند.
من به نوبه ی خود، در دوران ریاست جنابعالی، کم سخن گفته ام تا خدایی نکرده، ناخواسته به روابط غیرمنطقی، دامن نزنم! در اینجا نیز وارد اصل قضیه نمیشوم که شما درست عمل میکنید یا نادرست؟ قوی عمل میکنید یا ضعیف! اما میخواهم خود شما با قضایا، پوپولیستی برخورد نکنید.
آقای رییسجمهور! حرف و حدیثها از دو حال بیرون نیستند. یا براساس حساب و کتاب علمی اند و سود جامعه را هدف گرفته اند و یا براساس درگیریهای جناحی اند که سود اشخاص را در نظر میگیرند. اگر سخنها از نوع اول باشند، ناچارند که بر زبان باسوادها و متخصصان جاری شوند اما اگر از نوع دوم باشند، الزاما سخن متخصصان نخواهند بود بلکه ستون فقرات سخنها، درگیریهای جناحی خواهد بود.
اما اگر بخواهیم باسوادها و متخصصان حرف بزنند، با دستور و خواهش به نتیجه نمیرسیم.بلکه باید چنانکه گفتم، نهادهای لازم را در جامعه، ساخته و آماده کرده باشیم. از روی تخصص سخن گفتن و نقد عالمانه کردن، نیازمند آن است که جامعه، شرایط زیر را در حداقلش داشته باشد:
1-آگاهی جامعه از نقد به معنی امروزی آن. جامعه باید با معنی امروزی نقد آشنا باشد تا عدهای نقد را با ردّ و ابطال و تحقیر و تخریب، یکی نگیرند. و نیزآن را در حد تخریب و توهین ارزیابی نکنند. بدیهی است که چنین کاری، نیازمند تحول علوم انسانی است. مخصوصا تحول در منطق ،معرفت شناسی، فلسفه و علوم اجتماعی. ما که در علوم انسانی تحول نیافته ایم، بی تردید نمیتوانیم معنی نقد را دریابیم و آن را در جای خود به کار ببریم. ما هنوز نه تنها در حوزهی سیاست که حوزهای است پر سر و صدا بلکه در حوزهی فلسفه و منطق و معرفت شناسی نیز نقد را جدّی نمیگیریم و آن را به معنی تخریب میدانیم!
2-مدیریت برنامهای نه سلیقهای. ما باید مدیریت کشور را براساس برنامه های تعریف شده و روشن و قابل فهم اکثریت مردم ، اداره کنیم نه بر محور سلیقه ی دولتها و روسای دولتها. در جامعه ی ما هر دولتی برنامه ی دولت قبلی را درست نمیداند و برای خود و با سلیقه ی خود، راه و روش دیگری ایجاد میکند به گونه ای که هیچکدام خود را ادامه دهنده ی راه پیشینیان نمیدانند. کافی است که رابطه ی دولت آقای احمدی نژاد را نسبت به دولت آقای خاتمی و رابطه ی دولت خود را با دولت آقای احمدینژاد در نظر بگیرد. چنانکه گفتم من کاری با ردّ و قبول این و آن ندارم بلکه هدف من تاکید بر این جمله است که روند و روشی که در پیش گرفته ایم، حاصلش جز این نخواهد بود.
3-داشتن دستکم دو جمعیت یا حزب سیاسی به معنی درست و امروزی کلمه، که شرایط زیر را داشته باشند:
الف- هر دو به یک درجه، پایبند اصول بنیادین جامعه و قانون اساسی باشند.
ب-هر دو حزب، یک برنامه ی کلان علمی و قابل اجرا را در جهت تامین منافع کشور، پذیرفته باشند.
ج-اختلاف این دو حزب، تنها در راه و روش رسیدن به هدفهای آن برنامه ی کلان علمی باشد و رقابتی که با یکدیگر دارند، رقابتی باشد در جهت اجرای بهتر این برنامه.
د-این دو حزب یکدیگر را مشروع و قانونی بدانند و به یکدیگر، فرصت فعالیت برابر بدهند. هر دو حزب به نوبه ی خود، حق حاکمیت داشته باشند و به مدیریت جامعه، بپردازند.
ﮬ-هر دو حزب از جریان کار یکدیگر باخبر باشند و مدام به نظارت دقیق و اظهار نظر علمی و کارشناسانه، بپردازند.
4-تفکیک قوا با دقت رعایت شود. به گونه ای که هرکس در هر شرایط و جایگاهی اگر خطا کرد، بی ملاحظه به کیفر خطایش برسد.
5-تقویت نهادهای نظارتی. ما باید نهادهای نظارتی را تقویت کنیم که یکی از آنها احزاب است و دیگری رسانهها. باید مطبوعات ما نظارت دقیقی بر روند کارها داشته باشند و آگاهانه و صادقانه، به موقع مشکلات را پیدا کنند و مطرح سازند. خطاها را آشکار سازند و بینظمیها و تخلفها را افشا کنند بی آنکه از تطمیع یا تهدیدی اثر پذیرند.
آقای رییسجمهور! تا شما این حداقلها را در جامعه، فراهم نیاورید، انتظار نداشته باشید که نقد سنجیده و علمی و به اصطلاح شما نقد باسوادها و متخصصها اتفاق بیافتد. بیش از این توضیح نمیدهم با این امید که همین اشارهها کافی باشند. من این مشکلات را سالهاست که میگویم و بازتابی از آن در عملکرد مسئولان نمیبینم اما به هرحال، بازهم باید گفت. با آرزوی توفیق شما سید یحیی یثربی24/11/1392