برخی
طریقتهای
عرفانی، با
مطرح ساختن
این که مَجاز
پلی به سوی
حقیقت است و
برای رسیدن بهحقیقت
هر چیز باید
از رقیقة آن
کمک گرفت، لذا
برای رسیدن به
حقیقت عشق که
همان عشق الهی
است نیز باید
از عشق
مَجازی، یعنی
عشقهای
دنیوی، مدد
جُست، به
پیروان خود
توصیه میکنند
که معشوقی
دنیوی و بشری
برای خود
بیابند تا با
عشق ورزیدن به
وی و تلاش برای
جلب و جذب آن
معشوق، راه
عشق ورزیدن به
خدا و جلب نظر
الهی را یاد
بگیرند. دل
سپردن به خوبرویان
و عشق باختن
به مُغبچگان،
سوژة اصلی داستانهای
فراوانی در
ادبیّات
عرفانی است.
در این
زمینه نیز
باید توجّه
کرد که گر چه
وجود مشابهتهایی
بین مَجاز و
حقیقت، در
وادی عشق قابل
انکار نیست و
امکان این را
که کسی با
گرفتار آمدن به
یک عشق
مَجازی، از
خودپرستی و
خودخواهی رهایی
یافته و
پاکبازی و
ایثار در راه
معشوق را
تجربه نموده و
به لطافت روحی
دست یافته و
آیین عشق را
بیاموزد و از این
آموختة خود
در راه عشق
حقیقی بهره
جوید،
نمیتوان مطلقاً
منتفی دانست،
امّا احتمال
این را که شخص چنان
در همان عشق
مجازی غرق شود
که تا پایان عمر
به همان عشق
مجازی مشغول و
از عشق حقیقی
باز بماند،
نمیتوان
انکار کرد.
قطعاً وجود
کسانی که عشق
مجاز برای
همیشة عمر
آنها را اسیر
خود کرده است
به مراتب بیشتر
از کسانی است
که از عشق
مَجاز درس
آموخته و عبور
کرده و از آن
راه به حقیقت
عشق، یعنی عشق
الهی، راهیافتهاند.
بنابراین چون
نمیتوان
مطمئن بود که
شخص در وادی
عشق از مَجاز
گذشته و به
حقیقت وارد
شود، نمیتوان
رفتن به سوی
عشق مَجازی را
توصیه و تجویز
کرد. کما این
که ابتلائات و
مصائب، مثل
فقر و بیماری،
در برخی اشخاص
مایة تزکیه و
تطهیر روح از
گناهان و
تعالی و ترقّی
معنوی بودهاند.
امّا این موجب
نمیشود که به
اشخاص توصیه
کنیم به دست
خود، خویشتن
را به فقر و
بیماری مبتلا
سازند. از این
امرنمیتوان
غفلت کرد که
توصیه و تجویز
عشق مَجاز، بعضاً
زمینهساز
آلودگیهای
اخلاقی و جنسی
در بین اعضای
چنین گروههایی
گشته و به جای
طهارت و
تعالی،
آلودگی و انحطاط
عاید آنها شده
است. منبع:http://ahlevela.ir/html/sereh%20hagh/index.htm